عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
251
منازل السائرين ( فارسى )
باب حياء قال الله تعالى : أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى . « 1 » آيا نمىدانى كه خدا مسلما مىبيند . الحياء من اوّل مدارج أهل الخصوص ، يتولّد من تعظيم منوط بودّ . حياء از اولين درجات اهل خصوص است كه از بزرگداشت متصل به مودت نسبت به پروردگار ناشى مىشود . خواجهء بزرگ حيا را از اولين درجات اهل خصوص دانستهاند ، زيرا آن را حاصل بزرگداشت مقام پروردگار مىدانند و بايد گفت تنها كسى مىتواند خدا را بزرگ بدارد و شأن او را رعايت كند كه به معرفت درستى نسبت به خدا رسيده باشد و اين معرفت جز براى خواص رخ نمىدهد . در ادامه ، خواجه حياء را متصل به مودت دانستهاند در ارتباط با اين مطلب بايد گفت : از ديدگاه خواجه ظهور حياء در قلب سالك با غلبهء صفات جلالى و جمالى پروردگار آغاز مىشود . چنين غلبهاى شرط تداوم سير سالك است . زيرا هيچ عملى به صرف غلبهء خوف دوام نمىيابد ، سالك براى ادامهء راه احتياج به يك گرايشى حبى در قلب خويش دارد تا در بين خوف و رجاء راه را بپيمايد كه عمل و حركتش متعادل بماند ، در غير اين صورت خوف بيش از حد سبب سردى و كندى و بىروحى سير مىگردد و رفتهرفته سالك از حركت باز مىايستد و محبت بيش از حد نيز سبب اميد بىجا در دل سالك شده و اين روند رفتهرفته به سهلانگارى و لاابالىگرى مىانجامد و اين نيز مانع سير است . تلمسانى در توضيح آيه مىفرمايد : « خواجه به اين آيه به عنوان شاهدى براى حياى ناشى از ايمان نسبت به خداى تعالى اشاره كرده است ، او بندهاش را مىبيند ، گويى كه خطاب به او فرموده : آيا نمىدانى كه خدا مىبيند ، پس حيا بنما » . تلمسانى در شرح گفتار خواجه مىفرمايد : كلام خواجه « الحياء من اول مدارج اهل
--> ( 1 ) . علق / 14 .